show-image

هزار و یک پادکست

هزار و یک پادکست جایی میان روان و تن ایستاده است.

Episodes

آیا روانکاوی اشتباه هم می کند؟ گفت و گویی در نقد روانکاوی.
Show Details1hr 12min
شبه علم چگونه به رقابت به پزشکی علمی می پردازد؟
Show Details49min 20s
علم و شبه علم آیا برای درمان بیماری خود به پزشک مراجعه می کنید یا به انرژی درمانگر و معجونهای کتب خطی؟
Show Details57min 10s
در ستایش و نکوهش دوران مدرن. گفت و گو با کاوه بهبهانی
Show Details1hr 10min
عرفان چه جایگاهی در دوران معاصر دارد؟ گفت و گو با دکتر مرتضی الهی قمشه ای
Show Details1hr 5min
رویاهای شبانه را چطور بفهمیم؟ گفت و گو با دکتر علی فیروزآبادی
Show Details1hr 13min
در رویاهای شبانه چه معنایی نهفته است؟ گفت و گو با دکتر علی فیروزآبادی
Show Details55min 5s
نقش تاریخی ایرانی ها از شرق تا غرب آسیا در گفت و گو با دکتر ویلیام بیمن
Show Details1hr 5min
سارا پرهیزگاری
Show Details59min 1s
میثم حقدان
Show Details41min 6s
انسیه محمدی
Hide Details49min 51s

روان آدمی مستقل از زمان زندگی می کند. در دنیای درون چیزی نمی میرد و کسی پیر نمی شود. وقتی که چشم از جهان بیرون می بندیم و به خواب فرو می رویم و چشم به دنیای جادویی و معماگون درون باز می کنیم گذشت زمان متوقف می شود تا صبح که دوباره به دنیای سنگین بیرون بر می گردیم. در دنیای بیرون بدن نیازمند خوراک و پوشاک و داروست و با مرور زمان هم فرسوده می گردد. روان در آینه متوجه سطح بیرونی خود بدن و تغییرات آن می شود و می فهمد که برای بقا در این دنیا نیاز به مراقبت از جسم خود دارد.

اگر بدن نمی مرد روان چه نیازی به این همه نگرانی از معیشت داشت؟ سقفی امن بالای سر، خوراک گرم، پوشاک نرم، بیمه و پس اندازی برای روز سختی که بخش بزرگی از انرژی حیاتی آدم را به کار می گیرد. تصور ساخت هواپیما می بایست به سر خیلی ها زده باشد. احتمالا چیزی شبیه پرنده بوده با بالهای بزرگتر که بتواند آدم را از زمین بلند کند اما چند نفر این خیال را که در دنیای درون می دیدند، در دنیای بیرون به آزمایش گذاشتند و سعی در خلق آن کردند و چند نفر ساده از کنار آن گذاشتند؟ چقدر باید این خیالات درون را جدی گرفت؟ آیا خیال ساختن ماشینهای پرنده و یا روباتهای خدمتکار را باید جدی گرفت و بر روی خلق آن وقت گذاشت؟ آیا برای یک حس شاعرانه باید وقت گذاشت و آن را باید نوشت؟ یا نقاشی کرد؟ و یا به موسیقی درآورد؟ آیا می توان بی خیال از هیاهوی جهان بیرون شد و یکسره به احساسات و تصاویری که از درون می جوشند پرداخت؟ یا اینکه تمام این دنیای خیال دنیای وهم و جنون است و باید تنها به آنچه ملموس است و منطقی در جهان بیرون پرداخت؟ گفته اند  که روزی زکریای رازی که کیمیاگری می کرد و در پیری کور شده بود برای درمان پیش پزشک می رود و پزشک بعد از گرفتن ویزیت خود با سکه های زر با پوزخندی به زکریا می گوید که این یعنی کیمیاگری نه آنچه تو می کنی!  آیا می توان بین این جهان کیمیاگرانه درون و علمی بیرون یک معاهده برجام نوشت که در آن به ناچاری و لزوم زیست در هر دو اعتراف کرد و راهی میانه را برگزید؟   

گوته در ابتدای نمایشنامه دکتر فاوست، پیش از آغاز داستان، گفت و گوی جالبی بین بازیگر و نویسنده و مدیر تئاتر دارد که در آن مدیر تئاتر تاکید دارد که نویسنده باید علاوه بر نوشتن حسی که درون او می گذرد طبع مخاطب خود را هم در نظر داشته باشد و داستانی مهیج برای عامه خسته بنویسد که بتواند همه آنها را به تئاتر بکشاند و بلیت ها را به فروش برساند و فراموش نکند که هرچه هم هنر او والا باشد دست آخر برای زندگی محتاج سکه های بیننده های بی سواد خود است. نویسنده این سخنان مدیر را توهینی به خود و هنر والایش می بیند و و بر آن می شورد.  با هم بخشی از این مقدمه را که بین مدیر تئاتر و نویسنده رخ داده بشنویم...





Support this podcast at — https://redcircle.com/1001podcast/donations
49min 51s
Published Nov 11, 2020 at 8:32pm
حسین حسینی
Show Details47min 59s
محمد دانش یزدی
Show Details1hr 4min
مجتبا کدخدایی الیادرانی
Show Details47min 13s
محمد امین حقجو
Show Details48min 6s
کامیار قربان ابراهیمی
Show Details53min 21s
فردین خداپرست
Show Details49min 53s
عادل سروش
Show Details1hr 2min
ابراهیم رقاع قهفرخی
Show Details55min 10s
برنامه بعد: ابراهیم رقاع قهفرخی
Show Details4min 3s
هزار و یک پادکست (قسمت صفر)
Show Details9min 17s